انتظار عامیانه،عالمانه و عارفانه

کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه» اثر حجت‌الاسلام پناهیان که اواخر مرداد سال گذشته در مراسمی توسط حجت الاسلام صدیقی رونمایی شده بود، پس از ۱۰ ماه به چاپ پنجم و تیراژ ۱۵ هزار نسخه رسید. انتشارات بیان معنوی که تاکنون ۵ کتاب از این نویسنده منتشر کرده است، فصل اول این کتابها را بر روی پایگاه اطلاع رسانی خود به نشانی bayancenter.ir قرار داده است.

رهبر انقلاب: از کارِ عالمانه در مسئله‌ى انتظار نباید غفلت کرد/ از کارِ عامیانه و جاهلانه به شدت باید پرهیز کرد
گفتنی است، رهبر انقلاب در تیرماه ۱۳۹۰ در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان مرکز تخصصی مهدویت فرمودند: «از کارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله‌ى انتظار و مسئله‌ى دوران ظهور نباید غفلت کرد. و از کارِ عامیانه و جاهلانه به شدت باید پرهیز کرد … این بخش از کار را هرچه ممکن است، بیشتر باید جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود.»
حجت الاسلام صدیقی: در راستای تبیین انتظار با این جامعیت ندیده‌ام

یکی از کتاب‌هایی که پس از تأکید رهبری بر کار عالمانه در زمینۀ انتظار انتشار یافت، کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه» اثر علیرضا پناهیان بود که با استقبال خوبی مواجه شد. این کتاب که حجت الاسلام پناهیان در آن با نگاه و شیوه‌ای تحلیلی و همراه با استناد به بیش از ۲۰۰ آیه و روایت از کتب معتبر به ابعاد و زوایای مختلف انتظار پرداخته و به بسیاری از سؤالات و ابهامات در زمینۀ انتظار پرداخته است، توسط حجت الاسلام و المسلمین صدیقی- کتابی بدیع و با جامعیت کم‌نظیر ارزیابی شد و حسن عباسی آن را تلاشی حکمی و فلسفی در زمینۀ انتظار خواند که در نهضت تولید علم و تحول در علوم انسانی، باید پایۀ تحصیل در دانشگاه‌ها قرار گیرد.

حجت الاسلام و المسلمین صدیقی:کتابی در راستای تبیین انتظار با این جامعیت ندیده‌ام
امام جمعه موقت تهران در مراسم رونمایی این کتاب، گفت: «در میان بزرگان ما، نویسندگان ما، اهل فکر و قلم ما در این موضوع، من کتابی در راستای تبیین انتظار با این جامعیت ندیده‌ام … ایشان در این اثر به حمدلله هم مسألۀ انتظار را بازکرده‌اند، هم برداشت سطحی و قشری از انتظار را با عواقب و آثاری که می‌تواند داشته باشد، به قلم آورده‌اند، انتظار عالمانه را مطرح کرده‌اند، بعد هم رفته‌اند در وادی عشق، که آغاز و انجام امور به عشق و محبت است. منتهی عشقی که محرکش معرفت است»

 

سوران سرد

رمان «سوران سرد»، قصه جنگ است، اما بیش و پیش از آن که به جنگ عراق با ایران بپردازد، تصویر دو جنگ دیگر را پیش روی مخاطب می‌گشاید؛ جنگ انسان با طبیعت و جنگ انسان با تمناهای نفس. افهمی در این رمان، چنان سرما و زمستان کُشنده منطقه سوران را با استادی ترسیم می‌کند که مخاطب این سرما را تا مغز استخوان خود احساس می‌کند.
از سوی دیگر هم به ترس‌ها و تردیدهای آدمیانی می‌پردازد که در برابر خواهش نفس و تعلقات دنیوی قرار گرفته‌اند. با این همه، رمان «سوران سرد» در ستایش ایمان و اراده است؛ ایمان و اراده سربازان و نظامیانی که در برابر این طبیعت بی‌رحم و خشن سر خم نمی‌کنند و به نفسانیات خود لگام می‌زنند. افهمی اما همه اینها را بی‌افتادن به دام شعار و کلی‌گویی روایت کرده است. 

چرا که با پرداختی بسیار دقیق و جزئی‌نگر، نقشه سوران را در ذهن مخاطب ترسیم می‌کند و بعد به کناری می‌ایستد تا خواننده خود به قضاوت در باب این نبرد نفسگیر بین خیر و شر بنشیند. به تعبیر دیگر، ماجراهایی که در داستان «سوران سرد» اتفاق می‏افتد، بکر و دارای سوژه‌ای تازه است. نگاه نویسنده جانبدارانه نیست و این همدلی و همدردی خواننده را بر می‌انگیزد.

مرگ از من فرار میکند

"مرگ از من فرار می کند" داستانهایی شنیدنی از عارف بی نظیر جبهه هاست. داستانهایی از روزهایی که «مصطفی چمران» در امریکا درس می خواند، از روزهایی که در لبنان می جنگید، از روزهایی که در دهلاویه و سوسنگرد مسوول عملیات چریکی شده بود.

نامه های خواندنی مصطفی به خدا، داستان زندگی عاشقانه ی او با همسرش، روایت شجاعت ها و کرامات مصطفی از زبان همسر او، همرزمان و دوستانش در این کتاب آمده است.

سیر دلتنگی های چمران در امریکا و فعالیت های اثر بخش او در کنار امام موسی صدر، و دل گرمی های او در جبهه های جنوب، عاشقانه های او با خدا و شخصیت علمی او چنان در کنار هم زیبا نشسته است که از شخصیت او، شخصیتی ناب و کم نظیر ساخته است.

این کتاب دربردارنده ی دو سفر است: سفر اول زندگی چمران را در امریکا و لبنان به تصویر کشیده است و سفر دوم داستان رزم چمران در جبهه های ایران است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات و توصیفات اطرافیان چمران از اوست.

*********

اکبر دوید رفت خودش را رساند به دکتر، سرش را گرفت کشید پائین گفت: «تیرها را مگر نمی بینی؟ سرت را بدزد.» دکتر گفت: نگران نباش. من می دانم گلوله دارد از کدام طرف می آید.

کارهایی کرد که بچه ها واقعاً معتقد بودند او رویین تن است. گلوله شوخی نداشت. منتها دکتر می شناختش.گذاشت آمدنش که کم شد به بچه ها گفت سینه خیز بروند از منطقه دور بشوند. ماندم من.

گفتم: من هم سینه خیز بروم؟گفت: نه عزیز! نیم خیز هم می توانی بروی.که دیدم خودش بلند شد ایستاد. به خودم گفتم جان من که عزیزتر از جان او نیست.

بلند شدم راه افتادم رفتم دنبال دکتر. گلوله داشت می آمد.می دیدم داشت می آمد. حسش می کردم...

لبن خلدون

افكار و كارهاي ابن خلدون به مناسبت زادروز او: قاضي عادل و دانا بهتر از سلطان



    ابن خلدون (ابراهيم ابن محمد) مولف «مقدمه» كه ازفلاسفه، مورخان، جامعه شناسان و نويسندگان بزرگ جهان بشمار مي آيد 27 ماه مه سال 1332 ميلادي به دنيا آمد و 63 سال عمر كرد. وي گفته است: خدا به هر انسان هنگام تولد «مغز» را براي تفكر و تعقل و تشخيص خوب و بد و روا و ناروا از هم اهداء كرده است كه اگر در طول عمر از اين وسيله مهم استفاده بهينه نكند كيفيت حيات و حلاوت زندگي را خواهد باخت. 
     ابن خلدون كه يك عرب يماني تبار بود در اسپانيا به دنيا آمده بود كه پس از برچيده شدن حكومت عرب در آن ديار با خانواده اش، نخست به تونس و سپس به مصر رفت و در دفتر سلطان اين كشور به كار پرداخت. وي از اينجا براي كسب معلومات بيشتر به مراكش (مغرب) رفت و چون آنجا را گرفتار جنگ و رقابت سركردگان ديد به الجزاير سفر كرد و در اين منطقه بخش اول «مقدمه» را نوشت و در آن، سبك تازه اي را در تاريخ نگاري به دست داد. ابن خلدون به جاي پرداختن صرف به رويدادهاي سياسي و نظامي، توجه خود را معطوف به تحولات اجتماعي و تغيير تدريجي روانشناسي مردم در پي هر رويداد و كيفيت تمدن كرد. بنا براين، «مقدمه» عمدتا تحليل و تفسير رويدادها بر پايه جامعه شناسي است كه در آن به «فلسفه تاريخ ( تكرار رويداد ها و معتقد بودن به قانون و يا قوانين و اصول معين كه رويدادها را شكل مي دهد)» توجه خاص شده است. وي در عين حال پاره اي از اوقات به شغل قضاوت هم سرگرم مي شد. از نظر ابن خلدون، قاضي عادل و دانا بهتر از سلطان (رئيس دولت) مي تواند در جامعه آرامش، امنيت و عدالت و در نتيجه پيشرفت ايجاد كند و تمدن جامعه خود را به كمال برساند.
     ابن خلدون در نوشته هايش كوشيده است ثابت كند كه محيط، اقتصاد و واقعيت هاي اجتماعي هر عصر، به تمدن آن عصر شكل مي دهد و تاريخ آن عصر را به وجود مي آورد و اوج و حضيض تمدن به همين عوامل بستگي دارد. براي مثال: ابن خلدون به جاي پرداختن به شرح جنگهاي امير تيمور، از او به عنوان مردي اديب پرور و علاقه مند به اصحاب فكر و دانش و مشوق هنر، معماري و مهندسي ياد كرده است. ابن خلدون 24 سال آخر عمر را در قاهره بسر برد و در الازهر به تدريس تاريخ و فلسفه پرداخت.