فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری

فقر اینه که کسی ازت یپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

فقرهمان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروش می نشیند

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

فقر ، همه جا سر میکشد …

فقر ، شب را بی غذا  سر کردن نیست …

فقر ، روز را بی اندیشه سر کردن است …